دامغان، 28/7/91
محدثه سادات عزيزم متاسفانه پارسال بر اثر يك اتفاق غير منتظره عمو علي (باباي محمد) از دنيا رفت ،اونموقع مامان ماه آخر بارداريش رو ميگذروند و ما نتونستيم براي هيچ كدوم از مراسم ها بريم دامغان، ولي امسال با خاله اكرم و دايي علي رفتيم و از اون طرف هم با ماماني برگشتيم. و در مراسم سالگرد شركت كرديم. شما هم تا تونستي دختر خانم و گلي بودي و اصلا ما رو اذيت نكردي. آفرين نفس مامان بابا جون هم مثل تو دفعه اولي بود كه ميومد دامغان. از اونجا هم با خاله ها و دختر خاله ها و پسر خاله هابي مامان رفتيم چشمه علي و يه آب و هوايي عوض كرديم. پارك مسافرايوانكي - صبحانه اينم دوتا پسر خشگل ياسر پسر دايي علي و محمد رضا پسر خاله اكرم ...




