محدثه سادات و خراب کاری هاش
محدثه عزیزم
امروز من داشتم تو آشپزخونه ظرف می شستم ، خیالم راحت بود که شما هم دارید پشت سر من با مگنت هات بازی میکنی، یه دفعه یه صدایی پشت سرم اومد و بعد هم گریه شما...

ظرف ماست رو از روي ميز برداشته بودي ببري تو هال كه جلوي اوپن از دستت افتاده بود.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


محدثه سادات و خراب کاری هاش
