اسفند 90

جيگر مامان اينجا توي سه ماهگيه ، اين عكس رو يازدهم اسفند با عمه سولمازش گرفتيم.چقدر قرمز بهت مياد دختر قشنگم.
امروز 21 اسفند ماه سال نوده، يازدهمين سال تولد علي اكبر پسر خاله محدثه. عمر آدم خيلي زود مي گذره انگار ديروز بود كه علي اكبر عزيز به دنيا اومد. من اونموقع 18 سالم بود حالا بعد از 11 سال من خودم مامان يه دختر جيگر شدم. الان ساعت 10:19 دقيقه شبه. دختر م الان تو بغل باباش خوابش برده منم وقت پيدا كردم بيام يه چيزايي براش بنويسم. هر روز كه ميگذره دوست داشتني تر ميشه .جديدا با تمام قوا سر و گردنش رو بالا ميگيره تا بلند شه.،اگه كمكش نكنيم به شدت عصباني ميشه و جيغ بنفش سرمون ميكشه(طفلك من و باباش) . تازه چند روزه صبح ها وقتي ميخوام تو ننوش بخوابونمش انقدر تو صورتم نگاه ميكنه و لبخند ميزنه تا خوابش ببره، وقتي اينجوري ميكنه دلم ميخواد درش بيارم كلي فشارش بدم .
باباش قرار شده تحقيق كنه ببينه اگه شرايط بيمه عمر مناسبه جيگر خانم رو بيمه عمر كنه.
در ضمن امروز محمد صدرا رو هم بعد از يك هفته از بيمارستان مرخص كردن. ميگن يه پسر تپل سياهه كه بايد به زور بيدارش كنن تا شير بخوره.


اسفند 90
